الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
758
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
بفرست و به اميرالمؤمنين عليه السلام نيز نوشت ، : داناترين فرد خاندان خويش را نزد ما بفرست ! تا من از آنها ماجرا را بشنوم و آنگاه به كتاب خودمان ! انجيل نگاه كنم ، ببينم كدام يك از شما براى اين كار شايستهتر و بر ملك خود بيمناك است ! پس معاويه پسرش يزيد ، و اميرالمؤمنين پسرش حسن عليهما السلام را فرستاد ، همين كه يزيد بر پادشاه روم وارد شد ، دست او را گرفت و بوسيد و سپس سر او را بوسه زد . پس از وى حسنبن على عليهما السلام وارد شد و گفت : سپاس خدا را كه مرا يهودى ، نصرانى ، مجوسى ، آفتاب پرست ، ماه پرست ، بت پرست و گاو پرست قرار نداد ، بلكه مرا پاك و مسلمان قرار داد ، نه از مشركان ، بزرگ و متعالى است خداوند پروردگار عرش عظيم و حمد و سپاس پروردگار جهانيان راست . سپس نشست و سرش را بالا نگرفت . پادشاه روم چون به هر دو نگريست ، آنها از نزد خود بيرون كرد ، آنگاه ايشان را از هم جدا كرد سپس به دنبال يزيد فرستاد و او را احضار كرد ، و بعد سيصد و سيزده صندوق از خزانهاش آوردند كه در آنها تنديسهاى پيامبران بود كه هر يك از پيامبران مرسل را تزيين كرده بودند ، مجسّمهاى را بيرون آورد ، و به يزيد عرضه كرد ، او نشناخت ، و يكى يكى را به او نشان داد و او هيچ كدام را نشناخت و در مورد آنها هيچ پاسخى نداد ، سپس راجع به ارزاق خلايق پرسيد و از ارواح مؤمنان پرسيد كه در كجا اجتماع مىكنند ؟ و چون مىميرند ارواح كافران در كجا هستند ؟ از هيچ يك از اينها اطلاعى نداشت !